اس ام اس ویژه روز طبیعت (سیزده بدر) برای ارسال به دوستان اماده شده است امیدواریم از این روز زیبا لذت ببرید.

|
اس ام اس و جوک و پیامک جدید
افکار دیگران!
------------ --------- --------- ------- افکار دیگران!مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت. چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت، چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند. او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود. خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند. کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد. وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد .... به کمک او پرداخت. سپس کم کم وضع عوض شد. پسرش گفت: پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود می آید. باید خودت را برای این کسادی آماده کنی. پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند پس حتماً آنچه می گوید صحیح است. بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد. فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت. او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست. کسادی عمومی شروع شده است. آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده که جالبه بدونید: اندیشه های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند. خواسته های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه ریزی می کنند فرق بین ایرانی ها و آمریکایی ها(طنز جالب) فرق بین ایرانی ها و آمریکایی ها بیمارستان و عشق
بیمارستان و عشق از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند. از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم. یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است. در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی کرد: «گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می شود. بزودی برمی گردیم...» چند روز بعد پزشک ها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می کرد گفت: « اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه ها باش.» مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.» اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت که زیرسیگاری جلوی مرد پر از ته سیگار شده بود، پرستاران، زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند. عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمی شناخت و وقتی همه چیز روبراه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی هوش بود. صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود. از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن می خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می خواست او همان جا بماند. همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ می زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می شد. روزی در راهرو قدم می زدم. وقتی از کنار مرد می گذشتم داشت می گفت: «گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می شود و ما برمی گردیم.» نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. مرد درحالی که اشاره می کرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا این که مکالمه تمام شد. بعد آهسته به من گفت: «خواهش می کنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندها را قبلا برای هزینه عمل جراحیش فروخته ام. برای این که نگران آینده مان نشود، وانمود می کنم که دارم با تلفن حرف می زنم.» در آن لحظه متوجه شدم که این تلفن برای خانه نبود، بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود. از رفتار این زن و شوهر و عشق مخصوصی که بین شان بود، تکان خوردم. عشقی حقیقی که نیازی به بازی های رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد نداشت، اما قلب دو نفر را گرم می کرد. اس ام اس سیزده بدر
اس ام اس ویژه روز طبیعت (سیزده بدر) برای ارسال به دوستان اماده شده است امیدواریم از این روز زیبا لذت ببرید.
سلام سپیده
جون سیزده کجا میرین؟اگه میشه بیا با هم بریم. با تبریک سال نو خدمت مجردهای
گرامی! از غضنفر می پرسن ۱۲ فروردین چه روزیه
؟ ........................................................ اس ام اس تبریک عید نوروز 1389
اس ام
اس تبریک عید نوروز 1389
نوروز
شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می
کند.
لحظه ای
که سال تحویل میشه ... تنها لحظه ایه که بی منت به من
لبخند میزنی ... کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه
تا لبخند همیشه مهمون لبای سرخت بمونه... سال نو مبارک
گلم
نوروز
پیامبر مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست
داشتن را یاد بگیرم.
کارگردانی است نوروز که می گوید نور ..صدا...حرکت و من
برای به دست اوردنت همه نقشهای عالم را بازی می کنم.
سلامت
امروز
دو نفر از من ادرس و شماره تو رو گرفتن..منهم بهشون
دادم..یکی خوشبختی..یکی موفقیت
فرخنده
باد بر همگان مقدم بهار
افسوس
می خورم ....چرا؟چرا با رفتن تو............ ..بهار می
اید ؟...امدی در سرمای زمستان... به سردی زمستان
بودی..... به غم انگیزی شبهای تنهایی..... به خشکی برف
...می روی..... بهار می اید ...به نظر معامله خوبی
است....امید ان دارم بهار گلی بر چهره ات بنشاند ...چه
امید مبهمی...گردش روزگار خطا ندارد ....زمستان هیچ
گاه بهار را نمی بیند...
سلام،
ببخشید این موقع شب بیدارت کردم. sms های جدید سال ------89 هار آمد که تا گل باز گردد / سرود زندگی آغاز گردد
نوع مطلب :اس ام اس های جدید و زیبا
sms جدید اس ام اس های زیبا و جدید-عاشقانه و پیامک....
بیا پایین می خوام یه چیزی بهت بگم.......می بینی این پایین چقدر قشنگ تر از درخت نارگیله؟!@
بی وفا دیگه دوستم نداری . . . خیلی خب ، قلادتو باز می كنم بری @
به خره میگن چه کاری بلدی؟ میگه عرعر می کنم، جفتک می زنم،الان هم دارم اس ام اس می خونم
نگاهت چون عقاب دلت چون دریادستانت چون اتش گرمقدت هم چو سروصدایت چو اواز پرنده ها ای بابا هیچ چیزت مثل ادما نیست @#
امروز روز جهانیه خوشگلترین بهترین و مهربون ترین دوست دوست دنیاست. این روز به شما هیچ ربطی نداره
نفهم...بی لیاقت...نامرد...به کسی میگن که قدر گلی مثل تورو ندونه سلام من دارم هفته ی دیگه نامزد میکنم ، یه مهمونی کوچیکه ، اگه بیای خوشحال میشم . لطفا گل یا کادو نیار فقط یکی را بیار تا من باهاش نامزد کنم !! به یه خره گفتن تا 40 بشمار 12345678910111213141516171819 2122232425262728293031323334353637383940 عزیزم به خره گفتن! تو چرا می شماری؟ ادامه مطلب اس ام اس های سری جدید!!!!!!!!
از حیف نون می پر سند خربزه دوست
داری یا هندوانه میگه هر دو وانه نمودار زیر به ما میگه كه متولدین چه ماههایی با هم میسازن و برعكس: پیوند فروردین با سایر
ماهها درباره وبلاگ:آرشیو:طبقه بندی:آخرین پستها:پیوندها:پیوندهای روزانه:صفحات جانبی:نویسندگان:آمار وبلاگ:The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|